X
تبلیغات
ایام سوگواری تسلیت باد
و ناگهان عاشقی

 

دانلود آلبوم فرزانه گلزاری(موسیقی محلی لری)

 

نام آلبوم: دنگ نو (صدای نو)

Farzaneh Golzari - ALBUM Dange No

منبع:Avayebozorgan.mihanblog.com

فرزانه گلزاری

۰۱-آلبوم: دنگ نور«صدای نو» download
نوشته شده توسط   | لینک ثابت |

چند قطعه تصویری از رقصهای محلی لری چهارشنبه سی و یکم شهریور 1389 21:42

«تنبور» ساز باستاني و چند نغمه ي شورانگيز چهارشنبه سی و یکم شهریور 1389 20:37
اين ساز «تنبور» قديمي ترين ساز مضرابي و مقيد ايراني است كه با توجه به نقوش سنگي به جا مانده، حكايت از قدمتي چند هزار ساله دارد...

تنبور يكى از پرطرفدارترين و پرمخاطب ترين سازهاى موسيقى نواحى ايران است.جذابيت اين ساز، به دليل ماهيت اجراى مقام ها و جنبه عرفانى و معنوى به تدريج پارا از دايره ايران فراتر برده و در اروپا و آمريكا نيز، به اين ساز و اجراى آن توجه و رويكرد فراوان شده است.

ساز تنبور متعلق به موسيقى يارسان و حوزه اصلى رواج آن كرمانشاه و دو منطقه صحنه و گوران است.
موسيقى اجراشده به وسيله اين ساز شامل مقام هاى حقانى و كلام هاى مذهبى، مقام هاى باستانى و سرانجام مقام هاى مجلسى و مجازى است.

اين ساز (تنبور) قديمي ترين ساز مضرابي و مقيد ايراني است كه با توجه به نقوش سنگي به جا مانده، حكايت از قدمتي چند هزار ساله دارد.

نخستين مكتوب و مستند مربوط به آن، كتاب موسيقي الكبير ابونصر فارابي است. فيلسوف، دانشمند و موسيقيدان عصر سامانيان با دقتي تحسين برانگيز تمام زيروبم اين ساز را كاويده و در بخش سازشناسي كتابش، برايمان به يادگار نهاده است. او به ضرورت زمان خويش، كتاب را به زبان عربي نوشت تا سرانجام فرزندان خلفش پس از هزار سال به فارسي برگرداندند!

فارابي در موسيقي الكبير از دو نمونه تنبور مهم و رايج زمانه خويش نام مي برد. نخست تنبور بغدادي با كاسه اي كوچك و ديگر از تنبور خراساني ياد مي كند. امروزه تنبور خراساني با همان ويژگي هاي مكتوب فارابي يافت مي شود، چه از حيث ابعاد و اندازه ها و چه از نظر پرده بندي، اما تكليف تنبور بغدادي به درستي برايمان روشن نيست. شايد تنبور رايج در غرب ايران (كرمانشاه) با كاسه اي كوچكتر از نوع خراساني بازمانده همان تنبور بغداد باشد.

تنبور خراساني امروزه ديگر بدين نام خوانده نمي شود. بنابر ظاهر ساده و بي تكلفش، آن را دوتار مي نامند زيرا تنها از دو عدد تار (سيم) بهره مي برد. همچنين تنبور كرمانشاه را دوتار نمي خوانند. گويا به دليل تضاد اين عنوان با وضع موجود آن باشد.

تنبور امروز كرمانشاه داراي سه عدد تار (سيم) است. دوتار خراسان هم با دو گونه متفاوت هم اينك به حيات چند هزار ساله اش ادامه مي دهد. يكي نوع مربوط به شرق خراسان و به ويژه تربت جام كه ساده ترين دوتار ايران است يعني پرده هاي روي دسته ساز فقط نه عدد است. دوتار ديگر اين خطه متعلق به شمال خراسان با مركزيت قوچان، شيروان و بجنورد است.

در لغت نامه دهخدا در خصوص طنبار، طنبور و طنبوره و .... چنين آمده است:
طنبار معرب طنبور سازي است معروف.
طنبور يكي از آلات ذوات الاوتار است.

قسمتي از آن را شش تا گويند كه شش تار دارد و قسمتي ديگر را سه تا كه سه تار دارد. در قديم دو وتر بر آن بوده و امروز تا شش متر بر آن كنند

ساز ديگري در ايران بنام طنبور يا تنبور سابقه قديم دارد، اين ساز دو سيم داشته و مضرابي بوده كه با انگشتان دست راست نواخته مي شود، و هم اكنون در كردستان معمول است.شكل طنبور همه جا در نقاشي هاي قديم بخصوص در مينياتورها ديده مي شود و كاسه آن از چوب است و دهانه آن هم پوست ندارد، مثل سه تار ولي كاسه اش بزرگتر است به شكل يك نصفه خربزه.

تنبور داراي شكمي گلابي و دسته اي دراز است كه بر روي آن از 10 تا 15 پرده بسته مي شود. رويه جلويي شكم چوبي است. دسته اين ساز مانند سه تار، بر سر ساز متصل است و سر در حقيقت، ادامه دسته است كه بر روي سطوح جلويي و جانبي آن، هر يك دو گوشي كار گذارده شده كه سيم ها به دور آنها پيچيده مي شوند. سيمهاي تنبور 4 عدد و معمولاً به فاصله هاي مختلف كوك مي شده است. اين ساز معمولاً بدون مضراب و با انگشت نواخته مي شود.

چنانكه در تاريخ موسيقي ايراني نوشته شده در قديم سازي به نام تنبور وجود داشته و از آن انواع مختلفي ذكر كرده اند. مثلاً گفته شده كه فارابي تئوري دان مشهور موسيقي ايران، تنبور بغدادي و تنبور خراسان را دستان بندي كرده است.

در مقاله اي ديگر مي خوانيم:

« تنبور » يکي از سازهاي  باستاني و عرفاني ايران زمين است که بيشتر در نواحي غرب و شرق ايران رايج است. از قرائن و شواهد تاريخي و يافته هاي باستان شناسي بر مي آيد که اين ساز قدمتي 6000 ساله دارد ومهم ترين سند تاريخي در اثبات ادعاي مذکور،مجسمه اي است که در حين حفاري در حوالي مقبره حضرت دانيال نبي ، واقع در شوش ، به دست آمده و اين مجسمه نشانگر دو مرد نوازنده است که در دست يکي از آنها تنبور قابل تشخيص است و قدمت اين اثر به قبل از ظهور حضرت موسي(ع) يعني به 3 الي 4 هزار سال قبل از ميلاد مسيح مي رسد. يکي ديگر از قديمي ترين نشانه هايي که از اين ساز در دست است ، سازهايي است که در تپه بني يونس و کيون جيک واقع در حوالي شهر موصل بر روي ديوار ترسيم شده اند.

هرچند نمي توان با دقت و يقين زمان اختراع اين ساز را تعيين کرد ، اما به صراحت مي توان گفت که ساختن و نواختن تنبور به قرن ها پيش از ظهور اسلام بر مي گردد به طوري محققين معتقدند که اکثر سازهاي زهي ، از اين ساز کهن مشتق شده اند و« هلمهلتز » محقق آلماني در اين زمينه مي گويد: «پرده بندي تنبور ، پايه و اساس موسيقي ايراني بوده که در زمان ساسانيان شکل گرفته و بي سبب نيست که اين ساز را پدر «تار» ناميده اند.» تنبور در زمان اشکانيان و ساسانيان از جايگاه رفيعي بر خوردار بود. به طوري که ابن خرداد در رساله اللهو و الملاهي درباره موسيقي عصرخسروپرويز مي نويسد:
«ايرانيان معمولا عود را با ناي و زناي را با تنبور و... مي نواختند» و در فرهنگ دهخدا به نقل از کريستن سن ، سازهاي زمان ساسانيان ، عود ، ناي ، تنبور ، مزمار و چنگ معرفي شده اند و مسلما در زمان خسروپرويز ، تنبور بسيار مورد توجه بوده و تصاوير حک شده بر ديوار عمرا که نوعي تنبور در آن قابل تشخيص است نيز مبين اين ادعاست.

پس از پيدايش اسلام نيز ، اين ساز در زمره سازهاي مورد تحقيق از سوي دانشمندان اسلامي و نيز مورد توجه شاعران بزرگي چون مولوي و منوچهري دامغاني بوده است.


بانگ گردش هاي چرخست اين که خلق .... مي سرايندش به تنبور و به حلق   (مولوي)

به    ياد    شهر     يارم    نوش    گردان .... به بانگ چنگ و موسيقال و تنبور   (منوچهري دامغاني)

خنيا     گرانت    فاخته  و    عندليب    را .... بشکست ناي در کف و تنبور درکنار (منوچهري دامغاني)



هم اکنون تنبور را در بين اقوام مختلف آسياي ميانه و سرزمين هاي اسلامي با نام هاي«دومبرا» ، «چونگور» ،«تونبره» ، «تنبورا» ، «تامبور» و «تنبور» مي توان يافت. اين ساز در شرق و غرب ايران به وفور و در نواحي شمال عراق و شهرهاي مرزي ترکيه و ايران در حد کمتري با نام ها و شکل هاي مشابهي ديده مي شود.

تنبور رايج در منطقه غرب ايران و عراق ، تنبور تيسفوني ناميده مي شود که داراي کاسه اي گلابي شکل ، دسته اي بلند و 12 تا 14 پرده مي باشد و در مناطق مختلف استان کرمانشاهان از جمله شهر کرمانشاه ، کرند غرب ، گهواره ، صحنه ، ماهيدشت ، دينور و ... و برخي روستاهاي همدان و اسدآباد و نهاوند رايج است.
در حال حاضر تنبور در استان کرمانشاهان و مناطق کرد نشين ، ساز اساسي در تک نوازي و هم نوازي مي باشد و مي توان ادعا کرد که بدون اين ساز ، موسيقي عرفاني اين مناطق هيچ گاه معناي کاملي ندارد و همين امر چنان قداستي بدان بخشيده که در برخي مناطق بدون داشتن وضو آن را نمي نوازند و نوازندگان آن از گزيدگان قوم بوده و داراي ارزشي معنوي در بين مردم مي باشند.

تکنوازی تنبور مرحوم عالی نژاد                       

 

 

مطرب مهتاب رو -دف، تنبور و آواز(شهرام ناظری)  

 

 

رازنو - تنبور نوازی حسین علیزاده                      

 

نوشته شده توسط   | لینک ثابت |

حاج قربان سلیمانی گنجینه خفته در خاک چهارشنبه سی و یکم شهریور 1389 18:48
 
حاج قربان سليماني متولد روستاي علي آباد قوچان تنها بازمانده از بخشي هاي خراسان از هشت سالگي دو تار به دست گرفت و نزد پدرش کربلايي رمضان که از نوازندگان صاحب نام دو تار شمال خراسان به شمار مي رفت ،به شاگردي پرداخت او هنگام در گذشت پدر، 22 سال سن داشت و از آن پس نزد غلامحسين بخشي جعفر آبادي ، حاج محمد بخشي قيطاني و عوض بخشي به آموختن دو تار روي آورد.

حاج قربان سليماني-عکس از وهاب زاده

اما کار حاج قربان ازدو تار نوازي در مراسم عروسي،ختنه سوران، شيريني خوران از سال 1321 آغاز شد.
او ازسال 1346 تا 1366 به نصيحت شخصي و به روايتي پس از سفر حج  دست به ساز نبرد اما وقتي روحانيون ديگري به وي توصيه کردند که موسيقي موهبتي الهي است ،دوباره ساز در دست گرفت و به نواختن پرداخت .
او فعاليت مجددش را از سال 1367 با برنامه تلويزيوني " انديشه هنر" شروع کرد ودرسال 1369 در جشنواره موسيقي فجر ،نوازنده برتر انتخاب شد و از آن سال به بعد هم تا 12 سال متوالي به عنوان داور در جشنواره موسيقي فجر حضور يافت .
اين استاد صاحب نام چندين بار به فرانسه اعزام شد و مقام اول جشنواره موسيقي ليون فرانسه را کسب نمود. حاج قربان به عنوان پديده و ستاره جشنواره "آوينيون" فرانسه نيز به جهانيان معرفي شده است .
او همچنين به کشورهاي بسياري مانند پرو ، هلند، تونس، ترکيه، بلژيک ،انگلستان ،سوئيس، کلمبيا ، اکوادور ،پاناما، فرانسه و چند شهر آمريکا نيز عزيمت کرده است .

حاج قربان سليماني معتقد به تحقيق و پژوهش در موسيقي بود و به گفته ي او : مردم جهان بخصوص فرانسوي ها ، بهتر از ايراني ها مرا مي شناسد چون هنر طلبند و هنر را دوست دارند ،آنها واقعا موسيقي را مي فهمند چون اهل تحقيق و پژوهش اند .
اين نوازنده چيره دست خراساني که دوتار را شوق دل مي دانست ، به عنوان گنجينه ملي لقب گرفت و از دست سيد محمد خاتمي رييس جمهوري وقت نشان درجه 2 فرهنگ و هنر دولتي دريافت کرده است . عليرضا سليماني

حاج قربان سليماني را مي توان آخرين روايتگر از نسل بخشي ها ي بزرگ شمال خراسان به شمار آورد او بخشي را يک موسيقيدان کامل در عرصه موسيقي مقامي مي دانست و بر اين باور بود: بخشي هم بايد ساز بسازد ،هم بتواند آنرا کوک کند و هم از حافظه خوبي بهره مند باشد تا بتواند تمام افسانه هاي فولکلوريک خراسان را حفظ کند. يک بخشي ،هميشه افسانه هايش را با يک شعر و نثر آميخته و با ساز و آواز همراه مي سازد.
موسيقي مقامي يعني شما نگاه کنيد که در گذشته مردم از 50-60 کيلومتر با اسب و الاغ در جست و جوي موسيقي بودند نوازش ارزش داشت ،مردم به مجالسي مي رفتند که نوازنده داشته باشد ،روزها را با دهل سپري مي کردند و شب ها پاي صحبت هاي بخشي مي نشستند .
گفتني است استاد حاج قربان سليماني در پايان عمر کار کشاورزي مي کرد و از 14 فرزند حاج قربان فقط دو دختر و يک پسرش (عليرضا ، که در بيشتر اجراهاي پدر به عنوان همنواز حضور جدي داشته است)به موسيقي روي آورده اند

نوشته شده توسط   | لینک ثابت |

حاج قربان سلیمانی نوازنده موسیقی سنتی و مقامی چهارشنبه سی و یکم شهریور 1389 17:59
حاج قربان   سلیمانی


حاج قربان سلیمانی ،تنها بازمانده از بخشی های خراسان از هشت سالگی دو تار به دست گرفت و نزد پدرش که از نوازندگان صاحب نام دو تار شمال خراسان به شمار می رفت ،به شاگردی پرداخت او هنگام در گذشت پدر، 22 سال سن داشت و از آن پس نزد غلامحسین بخشی جعفر آبادی ، حاج محمد بخشی قیطانی و عوض بخشی به آموختن دو تار روی آورد
اما کار حاج قربان ازدو تار نوازی در مراسم عروسی،ختنه سوران، شیرینی خوران از سال 1321 آغاز شد.

او ازسال 1346 تا 1366 دست به ساز نبرد ،علت آن هم اعتقادات و پای بندی وی به سخنان متشرعین بود که باعث شداوبر اساس گفته شیخی ساز را به کناری نهد اما وقتی روحانیون دیگری به وی توصیه کردند که موسیقی موهبتی الهی است ،دوباره ساز در دست گرفت و به نواختن پرداخت .
او فعالیت مجددش را از سال 1367 با برنامه تلویزیونی " اندیشه هنر" شروع کرد ودرسال 1369 در جشنواره موسیقی فجر ،نوازنده برتر انتخاب شد و از آن سال به بعد هم به عنوان داور در جشنواره موسیقی فجر حضور یافت
این استاد صاحب نام در سال های اخیر 8 بار به فرانسه اعزام شد و به عنوان پدیده و ستاره "آوینیون" فرانسه معرفی شد .

او همچنین به کشورهای بسیاری مانند پرو ، هلند، تونس، ترکیه، بلژیک ،انگلستان ،سوئیس، کلمبیا ، اکوادور ،پاناما، فرانسه و چند شهر آمریکا نیز عزیمت کرده است .
حاج قربان سلیمانی معتقد است : مردم جهان بخصوص فرانسوی ها ، بهتر از ایرانی ها مرا می شناسد چون هنر طلبند و هنر را دوست دارند ،آنها واقعا موسیقی را می فهمند چون اهل تحقیق و پژوهش اند .
این نوازنده چیره دست خراسانی که دوتار را شوق دل می داند ، به عنوان گنجینه ملی لقب گرفت و از دست سید محمد خاتمی رییس جمهوری وقت نشان درجه 2 فرهنگ و هنر دولتی دریافت کرده است .
حاج قربان سلیمانی را می توان آخرین روایتگر از نسل بخشی ها ی بزرگ شمال خراسان به شمار آورد که خوشبختانه در قید حیات است
او بخشی را یک موسیقیدان کامل در عرصه موسیقی مقامی می داند و بر این باور است : بخشی هم باید ساز بسازد ،هم بتواند آنرا کوک کند و هم از حافظه خوبی بهره مند باشد تا بتواند تمام افسانه های فولکلوریک خراسان را حفظ کند .یک بخشی ،همیشه افسانه هایش را با یک شعر و نثر آمیخته و با ساز و آواز همراه می سازد
موسیقی مقامی یعنی شما نگاه کنید که در گذشته مردم از 50-60 کیلومتر با اسب و الاغ در جست و جوی موسیقی بودند نوازش ارزش داشت ،مردم به مجالسی می رفتند که نوازنده داشته باشد ،روزها را با دهل سپری می کردند و شب ها پای صحبت های بخشی می نشستند .
گفتنی است استاد حاج قربان سلیمانی هم اکنون کار کشاورزی می کند از 14 فرزند حاج قربان فقط دو دخترش به موسیقی روی آورده اند و یک پسرش که این آخری پنجاه ساله بوده وعلیرضا نام دارد و در بیشتر اجراهای پدر به عنوان همنواز حضور جدی داشته و دارد .
 

به گوشه ای از نوازندگی استاد گوش کنید
 
نوشته شده توسط   | لینک ثابت |

تمامی آلبومهای زنده یاد محمد نوری سه شنبه سی ام شهریور 1389 16:32

 تمامی آلبوم ها و آهنگ های اجرا شده توسط زنده یاد محمد نوری را از این قسمت می توانید دریافت کنید.




دانلود در ادامه مطلب


ادامه مطلب
نوشته شده توسط   | لینک ثابت |

 
نوشته شده توسط   | لینک ثابت |

نت آموزشی چند قطعه موسیقی سه شنبه سی ام شهریور 1389 15:59

نت چند تصنیف سه شنبه سی ام شهریور 1389 15:57

دانلود چند آهنگ بختیاری دوشنبه بیست و نهم شهریور 1389 20:40

«مالکنون» آيين ديرين عشاير بختياري دوشنبه بیست و نهم شهریور 1389 20:14
پاییز قدم زنان در راه رسیدن به کوه و دشت است، همه سبزه ها را به زردی می کشاند و دشت با همه خاطرات خوشش سر بر دامن کوه آرام آرام به خواب می رود، تا فصل زایش بادها آغاز شود.

پاییز که از راه می رسد، به رسم سنت دیرین و دیرگاهی، “مالکنون ” با بغض گلوگیرش آغاز می شود.

” مالکنون” آیین تاریخی و دیرین عشایر بختیاری است، که به لحظه آغاز کوچ ایل گفته می شود و در آن از دو واژه “مال ” به مفهوم آبادی و مجموع سیاه چادرها و ” کنون ” به معنای از جا کندن استفاده شده است.

” بنگ بکنین همه مالِ “(صدا بزنید همه طایفه را که هنگامه کوچ  فرارسیده ) را سر می دهند و فریاد زنان جرس کوچ در کوه می پیچد و زنان عشایر بار و بنه بر استر و اسب می نشانند و حرکت آغاز می شود.

ایل از دهانه دره های برنده و تیز کوه “تازار” و در پهنه تنگ تنگه “دولنبار” و دشت ” زری” و” شیرین بهار” در بالاترین ارتفاع زاگرس عبور می کند و کوه از بلندترین قله رها شده در بادها و آبها، میانه این جدایی قرار می گیرد.

ایلراه ” دژپارت ” و پل ” خداآفرین ” نشان از تاریخی کهن از کوچ عشایر بختیاری در فلات مرکزی ایران دارد و حفظ این سنت شاید حفظ تاریخ یک سرزمین باشد.

از کناره های رودخانه کارون و شوشتر و رامهرمز تا اندیکا و مسجد سلیمان لالی و شیرین بهار (شیمبار) و دهستان “چلو” و تا ” دشت بهاری ” و دزفول ، کاروانیان عبور می کنند و کوچ همچنان ادامه می یابد.


زنان بختیاری بنه بسته اند و برای حرکت پیش قراول ایل اند، راه را می شناسند و کوه را چونان اسبهای لگام گسیخته زیر گام های خود رام می کنند و همچنان” تاراز” ستیغ کوه بلنداست، که در پس آن برف و سنگ به سازش نشسته اند و پشت آن بلوط و گون آرمیده و اکنون کوچ ایل بختیاری جاری است.

زن در کوچ ایل بختیاری، از هر “تشی” (کوچکترین واحد ایل) که باشد، تحرک می زاید و کار، صخره می پیماید و کوه رام می کند، تا نظم کوچ برآشفته نباشد و کودک در آغوش خویش خفته دارد و پشته ای هیزم بر شانه و چوب چوپانان به دست تا رمه را که محصول اقتصادی یک چند خانواراست از گردنه ها ی بلند کوه به دشت برساند، تا چرخه زندگی بچرخد و چه نیکو و بی منت سنگ و صخره و کوه را زیر پا می گذارد.

زنان بختیاری به هنگام کوچ و مالکنون چنان شیفته کارند و کوه را مانند فرزند خود نوازش می کنند، که فراموششان می شود، دستان رنج کشیده شان نیازمند استراحت است.

رمه آرام از کوه رام شده سرازیر و چرخه کوچ تندتر و تندتر می شود و بنه بر دوش از زمین دل می کنند، زنان بختیاری همچنان نگران سلامت ایلند و آنها هنوز دل نگران مردان مانده در سردسیرند.

می گوید: ” ما به کوچ زنده ایم و کوچ به ما، پس باید زندگی کرد ” و چه زندگی زیبایی که در هر کوچ دفتر نقاشی طبیعت عصیانگر را ورق می زنند و کوچ برای عشایر به ویژه در قوم بختیاری، تحرک و زندگی است.

عشایر بختیاری بر محور دامداری و کشاورزی در سال دوبار به صورت کوچ برون استانی و منطقه ای و کوچ درون استانی محل زندگی خود را تغییر می دهند و در ابتدای بهار از مناطق گرمسیری یا قشلاقی به طرف مناطق سردسیری و ییلاقی به کوچ می روند.

ایل بزرگ بختیاری در مناطق چهارمحال و بختیاری، اصفهان، خوزستان و لرستان ساکن هستند و در این بین کوچ بزرگ و کوچ کوچک را انجام می دهند.

کوچ بزرگ همان ییلاق و قشلاق عشایر است و کوچ کوچک، کوچ درون منطقه ای است، که عشایر برای یافتن چراگاه ها و مراتع مناسب دست به تغییر مکان خود می زنند.

در مسیر راه زنان، کودکان خود را سوار بر اسب و استر می کنند و از دره ها و پرتگاه های زاگرس مرکزی به مسافت 250 کیلومتر برای رسیدن به مناطق خوش آب و هوا راه می پیمایند.

زمان کوچ را پیران ایل بر اساس تقویم نجومی تعیین می کنند و اگر ” ماه در عقرب” باشد از جلوی مسیری که در آن ستاره ای نمایان باشد، عبور نمی کنند و زنان هنگامی که از ایل جدا می شوند و برای رفتن به ییلاق خود را آماده می کنند، نوای غمگنانه سر میدهند و ” باوه رو” یا همان اشعار برزگری می خوانند.

به هنگام کوچ چندین خانوار از یک ایل با هم کوچ می کنند، تا بر مشکلات پیشروی خود غلبه کنند و این تعاون و همکاری بزرگ در ایل بختیاری است.

کوچ پاییزی که از چهارمحال وبختیاری به طرف خوزستان انجام می شود و به مالکنون شهرت دارد، با حزن و اندوهگینی خاص و ویژه ای همراه است و عده ای از مردان برای برداشت محصول و یا فروش محصول در مناطق سردسیری (ییلاق) باقی می مانند و مابقی با بستن بار و بنه ایل و طایفه بر چارپایان رهسپار سرزمین خوزستان می شوند.

شواهد تاریخی نشان از باستانی بودن کوچ عشایری بختیاری دارد و در برخی از تحقیقات محققان و پژوهشگران داخلی و خارجی این کوچ را به 10 هزار سال پیش از میلاد مسیح نسبت می دهند.

بسیاری از محققان موسیقی کتابهایی را در زمینه کوچ منتشر کرده اند و بزرگان موسیقی مقامی و محلی ایران همچون” مسعود بختیاری” نیز آثاری در زمینه مالکنون را اجرا و روانه بازار کرده اند.

عشایر چهارمحال و بختیاری برای کوچ خود از پنج ایلراه اصلی عبور می کنند تا به خوزستان برسند.

عشایر این استان از پنج طایفه بزرگ، 24 زیرطایفه، 32 تیره و دو هراز و 940 تش تشکیل شده اند.

اکنون جمعیت عشایری چهارمحال و بختیاری 132 هزار و 321 نفر در قالب 19 هزار و 561 خانوار است که دارای یک میلیون و 500 هزار واحد دامی هستند. چهارمحال وبختیاری از نظر جمعیتی پس از استان فارس دومین جمعیت عشایری کشور را در اختیار دارد و دو ایل بزرگ هفت لنگ و چهارلنگ مهمترین و اصلی ترین عشایر استان هستند.

منبع: ایرنا

نوشته شده توسط   | لینک ثابت |

موسیقی بختیاری 2 دوشنبه بیست و نهم شهریور 1389 20:8
سرپرست گروه و تنظيم:محمد علي كياني نژاد

خواننده:ملك مسعودي

هنرمندان:

           كمانچه:مجتبي ميرزاده-تارو تارباس:شهريارفريوسفي-دف:بيژن كامكار-كمانچه :هادي منتظري-عود:حسين بهروزي نيا-سنتور:اردوان كامكار-ني:محمدعلي كياني نژاد

1-تصنيف دي بلال از اینجا دانلود کنید

2-قطعه لاله سر  از اینجا دانلود کنید

نوشته شده توسط   | لینک ثابت |

موسیقی بختیاری 1 دوشنبه بیست و نهم شهریور 1389 20:6

سرپرست گروه و تنظيم:محمد علي كياني نژاد

خواننده:ملك مسعودي

هنرمندان:

           كمانچه:مجتبي ميرزاده-تارو تارباس:شهريارفريوسفي-دف:بيژن كامكار-كمانچه :هادي منتظري-عود:حسين بهروزي نيا-سنتور:اردوان كامكار-ني:محمدعلي كياني نژاد

1-تصنيف محلي يار مهربون  از اینجا دانلود کنید

2-قطعه سواربازي  از اینجا دانلود کنید

3-قطعه مرجنگه   از اینجا دانلود کنید

نوشته شده توسط   | لینک ثابت |

آلبومی از خواننده بختیاری دیدار محمودی دوشنبه بیست و نهم شهریور 1389 20:1
نوشته شده توسط   | لینک ثابت |

آلبومی از استاد کوروش اسد پور دوشنبه بیست و نهم شهریور 1389 19:56

 

نوشته شده توسط   | لینک ثابت |


دانلود 20 قطعه موسیقی بختیاری یکشنبه بیست و هشتم شهریور 1389 14:57
بهار : تاجمیری برای دانلود موزیک کلیک کنید ۵۰۸ k
کوروش رضوانی فر(۳۰دقیقه) برای دانلود موزیک کلیک کنید ۶۰۱۷ k
بهار : قزلباش بختیاری برای دانلود موزیک کلیک کنید ۷۸۶ k
بهار۱ : رنجبری برای دانلود موزیک کلیک کنید ۵۵۱ k
بهار۲ : رنجبری برای دانلود موزیک کلیک کنید ۲۶۶ k
نی نال : استاد علی حافظی برای دانلود موزیک کلیک کنید ۱۵۳۵ k
کر بختیاری : کوروش اسدپور برای دانلود موزیک کلیک کنید ۱۴۷۷ k
شلیل : رامین طهماسبی برای دانلود موزیک کلیک کنید ۷۶۳ k
عبدممد : غلامشاه قنبری برای دانلود موزیک کلیک کنید ۹۳۴ k
عشق لر : نریمان فاضلی برای دانلود موزیک کلیک کنید ۳۳۱۸ k
کوگ منار  :دیدار محمودی برای دانلود موزیک کلیک کنید ۱۶۰۰ k
المون (المان) برای دانلود موزیک کلیک کنید ۱۷۶۷ k
عاشق برای دانلود موزیک کلیک کنید ۲۱۱۶ k
عزیز تو بیو برای دانلود موزیک کلیک کنید ۱۷۹۸ k
داینی برای دانلود موزیک کلیک کنید ۲۰۲۴ k
گل شیرین برای دانلود موزیک کلیک کنید ۲۲۴۲ k
ایل برای دانلود موزیک کلیک کنید ۱۵۴۶ k
مالمون برای دانلود موزیک کلیک کنید ۱۴۶۱ k
نازکدل برای دانلود موزیک کلیک کنید ۱۹۶۶ k
سر لونه برای دانلود موزیک کلیک کنید ۲۱۱۷ k

۲۰موزیک بختیاری با صدای:غلامشاه قنبری.استاد علی حافظی.اسفندیار رنجبری.قزلباش

 بختیاری.دیدار محمودی.کوروش اسدپور.علی تاجمیری.نریمان فاضلی.رامین طهماسبی....

فقط تنها راه تشكر از يه وبلاگ نويس يه نظر خشك و خالي/نه،من بلكه تمامي وبلاگ نويسان/

 

منبع: http://www.bakhtiariha.com/

نوشته شده توسط   | لینک ثابت |

دانلود نی نوازی اساتید بزرگ پنجشنبه بیست و پنجم شهریور 1389 15:46

 

  

دستگاه یا آواز

زمان

دانلود

1

نایب اسدالله اصفهانی

بیات اصفهان و بیات ترک

3:23

2

صفدرخان

دوگاه

0:57

3

حسین یاوری

شوشتری

4:17

4

عباس کاظمی

دشتی

3:55

5

حسن کسایی

شور

9:39

6

محمد موسوی

دشتی

3:32

7

حسن ناهید

ماهور

1:34

8

محمد علی کیانی نژاد

بیات اصفهان

2:52

9

جمشید عندلیبی

نوا

2:15

10

حسین سرکوب

بختیاری

1:11

11

حسین عمومی

چهارگاه 

3:29

12

پاشا هنجنی

افشاری

1:35

13

علیرضا بس دست

چوپانی

1:28

 

 

منبع: http://hazin.blogfa.com/post-33.aspx

نوشته شده توسط   | لینک ثابت |